سخنان ایت ا.. مکارم شیرازی
از شب نوزدهم (ضربت خوردن امام علی(ع)) ایشان فرمودند که به منظور آشنایی بسیاری از جوانان اهل سنت وهابی و حفظ وحدت اسلامی لازم است مطالبی را بیان کنند که این جوانان را اگاه سازند تا ندانسته تحت تاثیر تبلیغات سوء وهابیون قرار نگیرند و با انجام عملیات انتحاری بیش از این مردم مظلوم اهل تشیع را از بین نبرند.
ایشان اظهار داشتند که یک سوم کتابهای موجود در کتابخانه های اهل تشیع مربوط به نویسندگان اهل سنت می باشد و هر گونه کتاب اهل سنت در کتابخانه های ما یافت می شود و طلاب ما آنها را مطالعه می کنند!!! ولی در بسیاری از مدارس و حوزه های اهل سنت حتی یک کتاب شیعی وجود ندارد و جوانان و طلاب اهل سنت اجازه مطالعه کتب ما را ندارند و به همین جهت است که کمربند انتحاری می بندند و خود را در مدارس، مساجد، حوزه ها و حسینیه های اهل تشیع منفجر می کنند. اگر این طیف از جوانان می آمدند با من و امثال من بحث می کردند و ما آنها را آگاه می کردیم به اعتقادات مذهب تشیع، هرگز این اتفاق نمی افتاد.
شب اول بحث ایشان فرمودند که ما طبق حدیث معروف ثقلین به فرمایشات رسول الله (ص) پایبندیم و از قرآن و اهل بیت تبعیت می کنیم و پس از بیان مطالبی کوتاه در این باره ضمن تاکید بر حقانیت مذهب شیعه فرمودند : آیا این کفر است ؟ آیا این شرک است؟ آیا ما با این عمل مستحق کشته شدن هستیم؟ و...
چرا این همه مظلوم نمایی ؟
آیات مربوط به شرک را از خود قرآن جستجو نمایید .
شب دوم ایشان استناد به آیه سوره المائده حکم و دستور الهی را راجع به معرفی علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اکرم(ص) به اثبات رسانیدند و ضمن بیان مفصل نظریه اهل تشیع راجع به این موضوع اشاره ای کوتاه نیز به اعتقاد اهل تسنن داشتند و آن اینکه اهل سنت معتقدند که این سوره صرفا به جهت حلال و حرام کردن چند چیز جزیی نازل شده است و در پایان ضمن برحق شمردن عقیده اهل تشیع باز همان سوالات بالا را مطرح فرمودند.
جواب :
اگر کسی واقعا قرآن خوان باشد و به آیات آن دقت کند خواهد یافت که خداوند متعال در این سوره بیش از 80 مورد و موضوع را نام برده است . قبول ندارید یکبار دیگر سوره را بررسی نمائید.
شب سوم ایشان فرمودند که دلیل دوم خلافت علی(ع) واقعه مهم غدیر خم است که پیامبر اکرم(ص) به این نقطه که رسیدند رفت بالای منبر و ضمن ایراد مقدمه ای باعث شدند تا تمام کسانی که از آنجا رد شدند برگردند و آنهایی که در راهند برسند. و بعد از ایراد مقدمات فرمودند: « من کنت مولاه فعلی مولاه » .
ایشان با استناد به این فرمایش رسول الله(ص) خلافت بلافصل علی(ع) را به اثبات رسانید و بدون اشاره به مآخذ و منابع اهل سنت و توضیحات آن منابع، بسیاری از اسلاف اهل سنت را موافق عقیده اهل تشیع دانستند.
سوال بنده:
چرا پیامبر(ص) منطقه غدیر خم را انتخاب نمودند ؟
آیا جمعیت حاضر در منا و عرفات بیشتر هست یا در غدیر خم ؟
آیا کسانی که از مناطق دیگر دنیا به حج می آمدند و سپس از سوی دیگر مکه و خلاف جهت غدیر به خانه هایشان برگشتند، نباید از این واقعه با خبر باشند ؟
آیا غیر از این است که مخاطب رسول ا..(ص) فقط اهالی یمن بود که بعلت سخت گیریهای حضرت علی(ع) در امر حکومت بر یمن، از ایشان شاکی بودند و چون راهشان در همین نقطه ار اهالی مدینه جدا می شد، حضرت تصمیم گرفتند همینجا غیر مستقیم و مستقیم به آنان اعلام کند که حق ندارید با علی دشمنی بورزید که :
هر که من مولای او هستم علی مولای اوست.
شب چهارم ایشان حدیثی از رسول الله(ص) قرائـت فرمودند که حضرت فرمود:
بااین مفهوم که : "اسلام برپا می ماند تا دنیا باقی است و تا اینکه 12 خلیفه و جانشین من بر امت حکومت می کنند که همگی از قریش هستند"
سپس گفتند که تفسیر ما از این 12 خلیفه همان 12 امام اهل تشیع هستند. ولی با بعضی از علمای اهل سنت که بحث می کردم جوابی نداشتند و بعضی اظهار داشتند که چهار نفر از این 12 نفر همان خلفای راشدین هستند و 8 نفر دیگر تا آخر الزمان خواهند آمد. سپس گفتند قضاوت با مردم شربف است که کدام تفسیر صحیح تر است ؟
من فقط یک سوال دارم و ان اینکه:
کدام یک از امامان اهل تشیع خلافت کردند؟ غیر از اینکه در تمام عمر در عزلت و بدور از جور خلفای وقت بسر می بردند تا به آنها آسیبی وارد نشود و اخر سر وارد شد. آیا این خلافت و جانشینی است ؟
لطفا برای دریافت جواب هر بخش از فرمایشات این مرجع تقلید به روش ذیل عمل نمایید:
راجع به نزول آیه سوره المائده به مطلب « عقیده اهل سنت راجع به آیه سوره المائده» در بخش مطالب همین وبلاگ رجوع کنید.
نصیحت آخر این حقیر:
بنده نه عالم هستم و نه درس فقهی خواندم و نه حوزه ای هستم بلکه بعنوان یک علاقه مند که مدتی سرگرم اینگونه بحثهای مذهبی (شیعه و سنی) بودم و شکسته بسته اطلاعاتی کسب کردم ضمن ارائه چند پیشنهاد می خواهم در جواب این عالم فرزانه اهل تشیع مطالبی عرض کنم امیدوارم که ایشان یا هر کس دیگری که دوستدار سرافرازی اسلام و مسلمین هستند و از تشتت و تفرقه مسلمین رنج می برند و در دل آرزوی حفظ وحدت اسلامی دارند ضمن مطالعه دقیق جوابیه ایرادات بنده را گوشزد کرده و جواب صحیح را ارائه فرمایند.
ای کاش ایشان راجع به این موضوعات قبلا اطلاع رسانی می کردند تا افراد بیشتری از دو طرف شنونده بحث می شدند.
ای کاش زمان برنامه را در یک وقت مناسب تعیین می کردند تا با زمان برگزاری نماز تراویح اهل سنت تداخل پیدا نمی کرد.
ای کاش ایشان یک تنه به قاضی نمی رفتند و حداقل یکی از علمای اهل سنت را دعوت می کردند تا حقی از کسی ضایع نشود و طرف مقابل هم حق جوابگویی و اظهار نظر می داشت.
ای کاش ایشان هدف از بحث را بجای « حفظ وحدت »، « بیان نظرات تشیع » معرفی می کردند.